Skip to content

How does it feel To be on your own With no direction home Like a complete unknown Like a rolling stone

6 ژوئن 2013

در توهم زندگی کردن یکی از بدترین چیزهای ممکن است. باور کنید همین الان هم با لرزش خفیفی در دست هایم این را می‌نویسم. چون قدرت این را ندارم که پشت یک کلمه «ترین» بگذارم و با خیال راحت حرفم را ادامه بدهم. ولی خب. اینکه خانم مسن چاقی فکر کند همه او را می‌خواهند و کوچک‌ترین حرکت همه مردهای دور و برش یعنی خط دادن به او و بعد هم ایش و اوشش از مردهای جامعه بالا برود، علاوه بر اینکه غمگین است یعنی در توهم هم زندگی می‌کند.

اینکه فکر کنی یک رابطه فکسنی که مشکل و فریاد «من تخمیم» از همه جایش دارد بیرون می‌زند، میتواند زندگی تخمی تو را متحول کند توهم است. اصلا بحث رابطه نیست. بحث توهم است. اینکه سال های سال با این توهم زندگی کنی که فلانی بهترین رفیقت است و بعد او به روشی احمقانه و پوچ بیاید بزند زیر همه چیز و بگوید دوستی؟! کدام دوستی؟! یعنی ته خفت و خاری. یعنی یک نقطه ای هست که بهش می‌گویند گا و تو با سرعت یک لامبورگینی آونتادور رهسپار آنجا شده ای. این یعنی درد، یعنی کوفت، یعنی زهرمار.

اینجا که نشستم، باید کارهایم را انجام دهم. پنجاه صفحه فارسی به انگلیسی. نزدیک پنج صفحه انگلیسی به فارسی و چند خبر کوتاه. کروم یک کرم خاصی دارد و ده تب مختلف جلویم باز است که باید هر کدام را ترجمه کنم. بی‌خیالش می‌شوم. می‌بندم. یک صفحه جدید باز می‌کنم. این مدت خیلی کم وبلاگ خوانده‌ام. دلیلش هم همین کارهای پشت سر هم و دانشگاه و امتحان است. اصلا هم ربطی به بی حوصلگیم ندارد. اصلا. دو تا تب باز می‌کنم و توی یکی فیل خاکستری و توی آن یکی زندگی به مثابه داستان های میلان کوندرا را می‌زنم. وبلاگ های خیلی زیادی دوست دارم. ولی در حال حاضر فقط حوصله خواندن اینها را دارم. صفحه اول هر کدام را باز می‌کنم و پست ها را تا جایی که توان و چشم دارم می‌خوانم. دو تا از الکس، یکی از فیل. با تقریب زیادی مطمئنم که فیل نسخه به روز شده و غمگین تری از خودم هست و الکس هم از آن آدم‌هایی است که دوست دارم بشینیم یک جا، با هم گپ بزنیم، قهوه بخوریم، برویم پی کارمان. فیل آیینه ای غمگین است و الکس یک دوست دور. (اونی که هر روز بغل گوشم چس ناله می‌کنه که من تنهام و بدبختم و دوست دختر می‌خوام دوست نیست ولی الکس که یک بارم ندیدمش و یک بارم نشنیدمش و وبلاگش و توییت های دیر به دیرش تنها راه ارتباطیه، دوسته. بله، همینی که هست.)

بعد به این فکر کردم که چقدر همه مون داریم پیر می‌شیم. ربطی هم به وضع کلی زندگی نداره. اونی که خونش تو نیاوران و قیطریه است، ناراحته، اونیم که خونش تو جوادیه است ناراحته. اینکه نسل ما همیشه یک چیزیش کم بوده و یک چیزیش کم هست و فرقی نمیکنه تو کانادا باشه، آلمان باشه یا وسط همین تهران تخمی. همه مون یه چیزیمون می‌شه و به روی خودمون نمیاریم. حالا فارن پالیسی بیاد مقاله بزنه که انقلاب جنسی و فلان. ماها غمگینیم و فرقی هم نمی‌کنه که دوست پسر/دختر خوب داشته باشی یا نه، فرقی نمی‌کنه که مجردی زندگی کنی یا نه، فرقی نمی‌کنه پول داشته باشی یا نه. از قابلیت های ماهاست که از ترک تو دیوار هم می‌تونیم تولید غم و غصه کنیم.

یه جوری هم بشه که یه روز همه وسط پارک لاله جمع شیم، دستامونو تو دست هم بگیریم، با خنده و فریاد و دست و هورای بلند بگیم: وی آر فاکینگ لوزرز.

(این آخریه تقلید از یه پوستر بود.)

Advertisements

From → Uncategorized

8 دیدگاه
  1. دو نقطه خجالت، دو نقطه ذوق!

  2. دقیقن همون حسایی رو نسبت به من داری که من نسبت به تو دارم

    • خدا رو چه دیدی. شاید یه روزی یه جا دیدیم همو، بشینیم حرف بزنیم، برینیم به غم و غصه ها.

  3. در توهم زندگی کردن هیچ چیز بدی نیست. که اگه فکر میکنی کمترین احساس(که نسبت به خودت و یا دیگری داری) و یا کوچکترین اعتقادت، چیزی به جز توهمه،سخت در اشتباهی و خیلی ساده لوحی. همه‌ی زندگیمون توهمه. همه چیز ساخته و پرداخته‌ی ذهن ِ متوهم ِ خودمونه. بدترین چیز ممکن توی این دنیا اینه که برای خودت توهمی بسازی که بتونی باهاش زندگی تخمیت رو قابل ِ تحمل کنی و یکی بیاد بگه: هی یارو؛ توهم زدی!
    یا اینکه با یه نفر توافق کنی که بیخیال ِ زندگی تخمیتون بشید که بتونید این زندگی ِ تخماتیک رو تحمل کنید. بدونید که هیچ خبر ِخاصی نیست.بدونید عشق کسشری بیش نیس. بدونید که قرار نیست غم‌های تخمیتون بره. ولی یکی اون وسط یهو بگه اورِکا اورِکا، این کسشرا چیه؟چرا ما با همیم اصلاً؟ این چه توهمیه؟ برو پیِ کارت بابا.برو برو.
    درتوهم زندگی کردن غمگینه برای همینه که ما فاکینگ لوزرز ایم ولی از توهمی که با هزار زحمت برای خودت ساختی بندازنت بیرون، بدترین چیز ِ دنیاست. این همون نقطه‌ایه که بهش میگن گا و فلان.
    ترجیح میدم پابلیش نکنی ولی اگر هم خواستی بکن.

  4. توی توهم زندگی کردن ناشی از نا امیدی به آینده است، یاسی که تمام وجود هم نثل های ما را فراگرفته ،غمگین بودن جزئی از فرهنگ ما شده با غم و ناامیدی خو گرفتیم،
    به قول شاعر فقط یک راه میمونه: فقط فریادددددددد

  5. ۱. بنده هم هپیلی فریاد می‌زنم آیم ا فاکینگ لوزر
    ۲. همین جا جواب «دیده» می شود؟!!!!
    ۳. مخلصیم!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: