Skip to content

Take all the examples And what have I learned? Nothing can heal you And everything burns

8 فوریه 2013

– هیچ وقت نمی تونی به پاش برسی.

این را گفت و خندید. در ذهنم جمله اش را بارها با همان لحن و صدا تکرار کردم: هیچ وقت نمی تونی به پاش برسی، هیچ وقت نمی تونی به پاش برسی، هیچ وقت نمی تونی به پاش برسی… بعد این حس و نیاز شدید در درونم به وجود آمد که با بیشترین قدرتی که دارم، به شکمش مشت بزنم. چون صورتش سفت است و احتمالا دست خودم هم درد خواهد گرفت و شکمش از همه جا، نرم تر است. لبخند زدم و از جایم بلند شدم. به سمت دیگر اتاق رفتم. آنجا از آرمان های جامعه و ارزش های اخلاقی حرف می زدند. حالم به هم خورد. برگشتم سمت اتاقم. هنوز صدای حرف هایشان می آید. از آرمان های جامعه اخلاقی حرف می زنند. من؟ من گرسنه هستم و منتظرم که شام زودتر آماده شود و شب زودتر تمام شود که اینها لششان را ببرند خانه خودشان. به شدت هم از اینکه نه اخلاقی هستم و نه می دانم جامعه چیست و نه آرمانی دارم، راضی و خوشحالم. به گربه معصومه فکر می کنم که مرد. خیلی سریع و معمولی. به بچه معصومه فکر می کنم که چند سال پیش توی شکمش مرد. آن هم خیلی سریع و معمولی بود. هی از خودم می پرسم یعنی معصومه آن موقع آرمان داشت؟ اخلاق داشت یا شرایط جامعه اخلاقی را می دانست؟ از این که مرگ انقدر سریع و طبیعی رخ می دهد، احساس آرامش می کنم. یکی از مهمان ها گوشی سه میلیون تومانیش را در می آورد و به آن یکی، یک چیزی داخل گوشیش نشان می دهد و هر دو می خندند. به این فکر می کنم که واقعا غم انگیز است که اکثر مشکلات فعلیم با پول حل می شود. البته غم انگیزیش به خاطر کمبود پول من نیست، بلکه به این خاطر غم انگیز است که چه مشکلات سطحی و کوچکی دارم. کمبود پولم که واقعا کمیک و آیرونی روزگار است.

من هیچ وقت زبان مشهدی یاد نگرفتم ولی خب مشهد و مشهدی ها را خیلی دوست دارم. جدی. نامجو توی یکی از آهنگ هایش ناله می کند: همه چی با ما می سوزه یره. همه چی با ما می پوسه یره. همه چی با ما می گنده یره. همه چی به ما می خنده یره. حالا ترتیبش را دقیق یادم نیست. از چند مشهدی که معنای این یره را پرسیدم، گفتند باید خودت مشهدی باشی تا به اصل و کنه کلمه پی ببری ولی معادلش یک چیزی می شود تو معناهای داداش، رفیق، حاجی، عزیز. این آهنگ را برای سالیان سال، فقط در یک حالت گوش می دادم. وقتی که خانه تنها بودم. می گذاشتم روی پلیر و با همان صدای کم که از اتاقم بیرون نرود، آهنگ را پلی می کردم. دوست نداشتم غم خودم به باقی خانه منتقل شود. احمق بودم. فکر می کردم غم اینطوری پخش می شود. اینکه نامجو بلند بگذاری توی خانه و اجازه بدی کل دیوارها و آیینه ها و تابلوها بفهمند که همه چی با ما می سوزه یره. به همین بخش که می رسید، خودم هم می زدم زیر آواز و بلند بلند می خواندم و به این فکر می کردم که اگر دوست از دست رفته ام اینجا بود، با من بلند می خواند و او هم مثل من چشمش را می بست و می گفت همه چی با ما می پوسه یره. حیف که از دست رفته است. همه چی. نامجو، آن آهنگ، آن خانه، دیوارهایش و رفیقم. سوخته اند.

شب که همه می روند، خانه تاریک می شود. این خانه را دوست دارم. تاریک، آرام، خالی از سکنه. تا چند لحظه بعد، این حالت ِ خانه از بین می رود. چون همه بر می گردند بالا. آن چند لحظه را همان طور آنجا می ایستم و به نقطه سیاهی در فضای خانه که قاب عکس بابا است، خیره می شوم. از راه پله صدای خنده و شلوغی می آید. حس می کنم دارم آرامشم را و امنیتم را از دست می دهم. کم کم رنگ و نور به فضای خانه بر می گردد و یکهو همه جا پرنور می شود و می بینم که چراغ ها را زده اند. با نفرت به نورهای سفید و زرد نگاه می کنم و بر می گردم توی اتاقم. به دیروز فکر می کنم که رفتیم درمانگاه، که فهمیدیم مامان علاوه بر سنگ های ریز و درشت در هر دو کلیه اش، احتمال چند بیماری دیگر را هم دارد. اینکه سرماخوردگی من هم ممکن است یک سرماخوردگی ساده نباشد و دل درد عجیبم از عفونت باشد.

من؟ اینها را که شنیدم، لبخند می زدم.

+

Advertisements

From → Uncategorized

11 دیدگاه
  1. این عکسه این بقل خوب نیست
    عالیه فک کنم! لعنتی
    پستت می سوزونه یره می سوزونه.گرچه گفته شد اون بالا که دوستش دارم ولی وقتی دوباره خوندمش مجبورم کامنت بذارم .قانونمه!

  2. عفونت کجا؟ نگرانمون کردی.

  3. یه جا خونده بودم،دقیقن یادم نیست کدوم وبلاگ بود.نوشته بود مادرها حق ندارند مریض شوند.

  4. امیدوارم مامان حالش خوب بشه
    این تعارف نیست
    به هر حال
    اون مامان ما هم هست
    بوسس
    از خوب شدنش برام بنویس

    • :))) این همه خوبیتو کجا بذارم آخه؟! :***
      بهتره الان، تاندون و رباط پاش ضربه دیده، چند هفته باید تو گچ باشه تا ترمیم شه.
      سنگ های کلی البته به قوت خود باقی هستند :)))

  5. مومو
    خیلی موخوامت یره ! تو یعنی از ای لهجۀ ما حال مُکُنی یِره ؟
    ایول
    خودُم میام بهت یاد مِدُم دداش گُلُم
    در ضمن دل انگیز ، مشهدی زبان نیست یک لهجه و بعبارت بهتر یک دیالکت هستش
    خیلی چاکریم
    در ضمن مثل اینکه مامانت حالشون خوب نیست
    آرزوی سلامتی براشون می کنم
    سلام برسون

    • :))) آره، کاملا حق با توئه. اشتباه کردم. سوتی دادم در واقع!! مشهدی یک دیالکته.
      مرسی بابت تذکر :))

  6. راستی
    کلمه یره فکر می کنم یه جورایی تحریف شدۀ کلمۀ یارو باید باشه
    ریشه این کلمه نمی دونم از کجا میاد
    اما بهر حال حتی در مشهد هم زیبا نیست که به کسی بگی یره !
    یره رو تنها افراد با درجه و ارزش اجتماعی پایین استفاده می کنند و دقیقا به معنای رفیق و یارو و بنوعی کلمه ای جایگزین برای عدم استفاده از نام افراد برای صدا زدن آنهاست

  7. والا چ عرض کنم…خیلی طبیعی هستی…..:)

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: