Skip to content

Goodbye old friend, my Paranoid. We’ll meet again someday

27 ژانویه 2013

 در زندگی ما مردها چند وسیله، خیلی مهم هستند. یکی از آنها ماشین ریش تراش است. ماشین ریش تراش من خراب شده است. تنها دلیل ریش بلندی که این چند وقت داشتم، همین موضوع بود و البته گشادی مفرطم که همیشه همراهم هست. این مدت حرف های زیادی بهم گفتند که شبیه بسیجیا شدم، که چرا اینجوری شدم، که مگه کسی مرده، که فلان و اینا. چرا انقدر دارم از ریش حرف می زنم؟
امروز بالاخره فراخیم رو گذاشتم کنار و رفتم مغازه سلمونی آقای محمودزده که سواد ندارد و بلد نیست با تلفن شماره بگیرد و دهنش همیشه خدا بوی سیر می دهد. نخیر، رشتی هم نیست. این استریوتایپ هاتون رو بذارید کنار توروخدا.
مغازه آقای محمودزاده شلوغ بود و من گفتم تا خلوت بشود برم یه سری به کیوسک نزدیک سلمونی بزنم. مجله ها و روزنامه ها رو یه دیدی زدم. چلچراغ. مهرنامه. تجربه. همشهری داستان. الان در نقطه ای از زندگیم هستم که به این نتیجه رسیدم که دیگر نباید مجله -از هر نوعی- بخرم و اصن سطح کیفی مجله ها یهو خیلی پایین آمده و هیچ ربطی هم به کمبود پول و نخوندن دخل و خرجم ندارد. (البته این موضوع نباید رو دیگران تاثیر بذاره و شما باید مجله بخرید و جون هر کی دوست دارید، برید مجله ما رو هم بخرید، اینا حقوق نمیدن.) اصلا مدیونید اگه فکر کنید به خاطر کم پولی و مسائل مالی مجله نمی خرم.
آقای محمودزاده مثل همیشه موهام رو شبیه مکعب زد و ریشم رو هم زد و من هم مثل همیشه تشکر کردم و پولش رو دادم. بهرنگ اس ام اس زد که نمره زبان شناسی اومده و زبان شناسی همون درسیه که همه افتضاح دادیم (یا در واقع ریدیم) و فقط دعا می کردیم که قبول بشیم. بهروز خودش شده بود 12. این از معدل الف دانشگاه. چه انتظاری از من دارید خب؟ گفتم ترجمه ادبی چند شدی؟ گفت بیست. خب به نظرم خیلی مسخره است که من که در طول ترم کارای ترجمه رو برای بچه های اتاق (یعنی همین بهرنگ و مصطفا – یه خر خون دیگه- و محمدرضا) انجام می دادم (چون خودشون اندازه ببعی هم از ترجمه سر در نمیارن) و به پروژه های آخر ترم همشون کمک کردم شدم 15.5، بعد اینا بالا شدن. چرا؟ چون من با همین استاد مزخرف جوون بی تجربه به خاطر ترجمه های مسخره و غیرادبی افتضاحش جر و بحث می کردم و سوتیاشو می گرفتم. نمی خواهم از خودم تعریف کنم. ولی خب من استاد مسلم ترجمه هستم تو کلاس خودمون و حتی در سطح استان و کشور هم قابلیت رقابت دارم. اصن آره، میخواهم تعریف کنم. 15.5. شد نمره من آخه؟! منی که استاد بی بدیل ترجمه هستم؟!!
آمدم خانه، مامان گفت چه خوب شدی. حالا اصن خوب هم نشده بودما. یعنی همیشه همینطوریه. شبیه مکعب میشم. اون دو سه باری هم که همین آقای محمودزاده کچلم کرده بود، شبیه پیاز شده بودم. ولی خب مامانا اینطورین دیگه. بری مغازه،لارج بپوشی، میگن میاد بهت. ایکس لارج بپوشی میگن میاد بهت. هیچی نپوشی میگن میاد بهت.
خلاصه گفت چه خوب شدی و ایشالا سلمونی فارغ التحصیلیت!! گفتم اینو دیگه از کجات درآوردی؟! فارغ التحصیلی چه فازیه دیگه؟! روت نمیشه بگی سلمونی عروسی؟
گفت چرا ولی نکنه توی الاغ میخوای تو این وضعیت که نوتلا شده 16 تومن و پیکان دست دوم شده 9 تومن زن بگیری؟!
گفتم نه والا، نه بلا. اصن گه بخورم من زن بگیرم. زن که هیچی، اصن گه بخورم دوست دختر هم بگیرم.
گفت فرقشون چیه؟
گفتم اسرار ازل را نه تو دانی و نه من.
الکی.
بعد رفتم نمره زبان شناسی رو دیدم. شدم 11.5. اصلا هم ناراضی نیستم. دستشم درد نکنه. خوب نمره داده. قبول شدم بالاخره.
مامان پرسید نهار فسنجون میخوای یا ماکارونی؟
ناراحت میشم. احساس تاسف می کنم. (احساس تاسفو می کنن یا می خورن؟!)حس می کنم در انجام فریضه ام موفق و کوشا نبودم که مامان ازم می پرسه ماکارونی یا فسنجون.
بهش جواب می دم : خودت چی فکر می کنی؟! ماکارونی باشه، بعد من فسنجون بخورم؟!
گفت آره، راست میگی.

بله، این طور بچه مامانی لوس ننری هستم بنده. تازه امروز خیلی هم سگ تشریف دارم از سر صبح، پاچه همه رو می گیرم. طرف ما نیا خیلی خطرناکه داش.

Advertisements

From → Uncategorized

7 دیدگاه
  1. پاچه گیری دیگه برای چی؟ نمره ترجمه؟ یا نوتلای ۱۶ تومن؟

  2. ضعيفه اى از اندرونی permalink

    پریودی

  3. یه سگ پدر عوضی هم به من ۸ داده،احمق بیشور با اون درسی که میگه ارفاق هم نمیکنه.درس که بلد نیستی بگی حداقل نمره بده.همش هم سر این بود که من بهش گفتم :جمله هاتون درست نیستن-بلد نیست یه جمله هم بسازه.:-)

    • ضعيفه اى از اندرونی permalink

      منم یه درس رو 6 گرفتم یارو 9 نمیده حتی. به گا رفتم الان

  4. what kind of translation do you do?
    I’d like to talk to you a bit about it, if you have a moment please send me an email.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: