Skip to content

For all alone there’s no defence, There’s no saviours

25 ژانویه 2013

از یک جایی به بعد همه اش شده بود تکرار. من می دانستم. مطمئن نبودم که خودش هم بداند. برای من تمام شده است. همه چیز. تمام شده بود. چون طاقتم تمام شده بود و حرف زدن هم وقتی نتواند تغییری ایجاد کند، فایده ای ندارد و من هم دیگر برای این مسخره بازی ها و دعواهای بچه گانه پیر شده ام و حوصله هیچ کدامشان را ندارم. اینها را بارها گفتم و گوش شنوایی نبود. اصلا چه انتظاری دارید از کسی که بزرگترین دستاورد زندگیش چاپ یک داستان دو هزار کلمه ای مسخره است و دوران کودکیش را در دبستان های دولتی و غیرانتفاعی مختلف کتک خورده است؟ اصلا تفاوت از جایی شروع می شود که طرفت پر از زندگی باشد و تو تنها چیزی که می خواهی، یک دفتر خالی و تخت دو نفره باشد. فکر کنم از همینجاها است که گول زدن شروع می شود. اینکه خودت را گول می زنی، طرفت را گول می زنی، دوستانت را گول می زنی که یعنی خوشحال هستی. که یعنی امیدوار هستی و می دانی که هیچ کودکی شکم گشنه سر به بالین نمی گذارد.

خارجی ها بهش می گوید پرایوریتی. ما هم بهش قاعدتا می گوییم پرایوریتی چون تعبیر مساوی جالبی ندارد. در هر صورت. پرایوریتی من تنهایی خودم است. کتاب هایم هستند. وبلاگم است. دوستان خیلی خیلی نزدیکم هستند.( دو نفر) داستان هایم هستند. علی است که اول داستان مرده است. سمانه است که آخر داستان خودکشی می کند. این بار نه با قرص برنج، با گاز. پرایوریتی من پول جمع کردن برای خرید گوشی است. به طور کلی پول در آوردن است. حداقل در ده تا پرایوریتی اولم، به غیر از همان دو نفر، هیچ آدم دیگه ای وجود ندارد و وجود نخواهد داشت.

گفت: اصلا تقصیر گودره که رابطه ما اینطوری شده. نباید بسته می شد. هنوز باور نکرده بود. من خیلی وقت بود تصمیمم را گرفته بودم. خواستم بگویم فکر می کنی دارم خودمو لوس می کنم؟ همه چی تموم شده. واقعی. ولی چیزی نگفتم. تاثیری نداشت.

***

خارجی ها بهش می گویند دیلما. برای این یکی، معادل خوبی داریم: دوراهی. یک دوراهی بزرگ و انتخابی خیلی سخت بین دو گزینه. دیلمای من همیشه از قبل انتخاب شده است.

Advertisements

From → Uncategorized

9 دیدگاه
  1. دیلمایی که از قبل انتخاب شده باشه که دیگه دیلما نیست برادر!

  2. برای پرایوریتی معادل مناسب هست اولویت، بهتر هم منظور رو می رسونه

    • اولویت معمولا تو کانتکس های جزئی تر مثل درس خوندن یا انتخاب یک چیز خاص استفاده میشه. به نظر من البته.

  3. راستش من خودکشی با گاز رو توصیه نمی کنم واسه اخر داستان……
    خودکشی با قرص بهتره…دردشم…کمتر….هم از گاز….هم از تیغ….در هر صورت هر دو طرف قضیه
    تو این رابطه زیادی تحت تاثیر کتاب هااییی ک خوندن…یا یه فلسفه ای اند…..فلسفه چیز الکیه….

    • من نظر شمای مخاطب رو درباره نحوه خودکشی شخصیت هام نخواستم. خودم میدونم که چجوری بکشمشون.
      دردشم هم اصلا کمتر نیست. برید درباره خودکشی با قرص برنج سرچ کنید.

  4. حالا چرا عصبانی میشی…..! بر فرض ک درد داشته باشه….برای من مهم نیست!
    فعلا بدرود تا منه مخاطب رو مثل شخصیت هات نکشتی!….

  5. عالی بود_باید میگفتم اگه نمی گفتم نمی شد

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: