Skip to content

Slowly walking down the hall, faster than a cannonball / Where were you while we were getting high! :)

5 ژانویه 2013

در خانه ما «پشم» کلمه خیلی زشتی محسوب می شود. من خودم هم نمی دانم که چرا. اولین چیزهایی که به یاد دارم مال اواخر چهار پنج سالگیم است و از همان وقت هم یادم هست که پشم خیلی کلمه بدی بود. مثلا همین شهر قم، یک کارخانه پشم ریسی یا نمی دانم چی مربوط به پشم دارد به اسم «پشم ایران مرینوس». بعد بچگی ها هر وقت که از این کارخانه و میدان رد می شدیم، همه پشم اولش را حذف می کردند. مثلا مامان می گفت ایران مرینوس. یا بابا فقط می گفت فلکه. مثلا به راننده می گفت آقا این فلکه رو بپیچ. بعد اینجا هم یک خر تو خری است که باید دقیقا معلوم کنی کی کجا بپیچد و راننده بدبخت گه گیجه می گرفت. حتی یادم است که یک بار ر. من را با این عکس های گیف صد سال پیشی که یهو از یک سوراخش یک قیافه ترسناک در می آمد ترساند و من مثل سگ ترسیدم و داد زدم : کسکش. بعدش فوری پشیمان شدم و گفتم که الان دیگه حتما چوبم به خیس است و چوبی است که تو کونم می رود. ولی خب هیچ اتفاق خاصی نیفتاد و مامان، بابا رو نگاه کرد و جفتشان بعد از چند ثانیه خندیدند و همه چیز ختم به خیر شد. اما یک بار گفتم مامان، من با این پای میمون واری که دارم، می تونم کارخونه پشم ریسی راه بندازم و بعدش هم هر هر خندیدم. ای کاش نمی خندیدم. مامان را دیدم با قیافه سرخ و خشنی که دارد. بعد فوری زدم به چاک. تازه یادم آمد که «اسمش را نبر» را بلند گفته ام و چه اشتباهی کردم. باور کنید هنوز هم نمی دانم چرا پشم انقدر در خانه ما منفور است. اول ها فکر کردم شاید به خاطر مریم است که انقدر حساس اند. بالاخره از ما کوچکتر است و ما هم خانواده عقب افتاده عن سنتیی هستیم و همه چی در کفه ترازو به نفع سنت است و فرد مدرن و همه چی ردیف و روشن فکر و امروزی ای مثل من نمی تواند آنجا چاک دهنش را باز کند و هر چی خواست بگوید. اینکه مثلا مامان و بابا خواسته اند با این قوانین تخمیشان، حرمت خانواده را حفظ کنند. ولی بعد گفتم که مثلا کیر و کسکش و جنده حرمت خانواده را از بین نمی برند؟ چون همان طور که قبلا گفتم، بابا یک بار که داشت دعوا می کرد، گفتم به تخمم و یک بار هم خود مامان به زن طلبکار بابا گفت جنده. مطمئنا جنده از پشم بدتر است. فکر کنم همه شما هم این مسئله را قبول داشته باشید. اصلا همین که خود جنده هم ممکن است پشم داشته باشد ولی پشم نمی تواند جنده باشد یا داشته باشد، این یعنی جنده در مراتبی بالاتر و کلی تر است و پشم مسئله ای جزئی محسوب می شود.

بعد آنطور که به نظر می آید، این یک مسئله مربوط به مامان است. چون یک بار خیلی وقت پیش ها، بابا داشت با ر. شوخی خنده می کرد و هی به هم کس می گفتن و یکهو بابا به ر. گفت مرتیکه برو این پشم و پیلاتو بزن دیگه. بعد یکهو مامان از خارج کادر ظاهر شد و این دو تا یکهو خفه شدن. (کس خوار استفاده از کلمه یکهو رو گاییدم.) بعد بابا گفت یعنی اینکه لطفا برو ریشاتو کوتاه کن.

وای، مثلا مامان فتیش پشم داشته باشه! :)))

بعد همان موقع ها خواستم از بابا بپرسم که قضیه چیه و این ولی نشد دیگه و الان هم با این که خیلی به مامان نزدیکم و کم مانده در مکالمه هایمان فحش خوار مادر به هم بدیم، هنوز جرئت ندارم این مسئله را مطرح کنم و فکر می کنم که واقعا عصبی و خشن شود.

بعد تاثیر این جربان به قدری زیاد بود که حتی الان خود من هم دیگه خیلی از کلمه پشم استفاده نمی کنم و وقتی یه جا در پابلیک این کلمه رو می شنوم، حس بدی بهم دست می دهد. انگار که مثلا یک نفر گفته باشد برو خوار کسه جاکش. یا چیزی در همین مایه ها.

حالا چرا اینها را گفتم؟ راستش دلیل خیلی خاصی ندارد. اینجا بچه ها داشتند درباره خارج رفتن حرف می زنند و هر وقت هر کسی درباره خارج رفتن حرف می زند، من خفه می شوم و احساس کلاس پایین بودن و اینها بهم دست می دهد. چون همه اینها حداقل دو بار خارج رفته اند و بهرنگ که اصلا چند سالی آن طرف زندگی کرده و من از مشهد آن طرف تر نرفته ام و فکر هم نمی کنم که در آینده نزدیک یا حتی دور قادر به رفتن باشم و چند شب پیش، ک. از آن طرف دنیا زنگ زده بود واسه تبریک تولدم و گفت که مگه قرار نبود بیای؟ منم گفتم کسخل جان اون مال موقعی بود که دلار 1500 قیمت داشت نه الان که دو برابر شده. نه اینکه حالا خارج نرفتن مایه خجالت و اینها باشد. در واقع اصلا تخمم هم نیست. فقط وسط حرف زدن های اینها بود که من شلوارم خیس شد (فکر بد نکنید بابا، نوشابه ریخت روش.) و رفتم شلوارم را عوض کردم و شلوارک پوشیدم. اینجا بود که امیر که هم اتاقی ما نیست و هیچ کداممان را لخت ندیده است، پای من را دید و گفت : یا ابالفضل! تو چطوری راه میری؟ بله، اینطوری شد که یاد جریان مامان و پشم و اینا افتادم. و البته یاد این هم افتادم که جدا باید فکری به حال پاهایم بکنم و دوست دختر قبلیم چطور حاضر بود با من اصلا یکجا بخوابد؟ واقعا عجیب است.

البته باید بگویم که در حال دیدن فیلم سوپرهای جدید امیر بودم که یکهو از این همه جمال و استعداد خشکم زد و نوشابه ریخت روی شلوارم و خیس شد. خب حالا می توانید فکر بد بکنید.

Advertisements

From → Uncategorized

7 دیدگاه
  1. «اصلا همین که خود جنده هم ممکن است پشم داشته باشد ولی پشم نمی تواند جنده باشد یا داشته باشد»
    عالی بود!!

  2. ضعيفه اى از اندرونی permalink

    ای وای!!! پشمام ریخت!! :::)))

    ما دخترا عادت کردیم کلا» به یک سری جاهای بدن مردها نگاه نکنیم برای اینکه تصویر خوبی از اونا در ذهنمون بمونه!! =))))

  3. من هیچوقت فکر بد نمیکنم؛
    والا به خدا :-))

  4. ریحانه permalink

    مرد باید مو داشته باشه! …ولی نه خیلی :دی
    دختر ها کسی رو دوس داشته باشن این چیزا رو نمیبینن. بستگی به دخترش هم داره!

  5. نوشته هات با بقیه فرق میکنن؛حال و هوای دیگه ای دارن به خاطر همین خیلی دوسشون دارم

  6. kharabatii permalink

    پس خرس پشمالو بودی و ما نمیدونستیم
    پاشو برو بتراش
    آقا قدیم ها می گفتن ذغال خوب بی تاثیر نیست
    حالا میگن فیلم سوپر خوب !
    ولی ما که طبیعت افسرده بهی و خیالمون از هفت دولت آزاد !
    یعنی سر سی سالگی فقط ازش بعنوان دوست و رفیقی قدیمی که در سال های نوجوانی خاطرات خوبی با هم داشتیم یاد می کنم
    و الا الان آنچنان خفته است ، گویی که مرده است !
    جل الخالق
    در ضمن از اظهار لطفتون بی نهایت ممنون که تشریف آوردید به خرابه ما و بنده رو مورد عنایت قرار دادید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: