Skip to content

With bloodshot eyes I watch you sleeping, The warmth I feel beside me is slowly fading

25 اکتبر 2012

دبیرستان که بودیم، همه پسرهایی که می‌شناختم، یک رویای تقریبا واحد داشتند : سکس. آن موقع هنوز سن روابط جنسی انقدر پایین نیامده بود و به غیر از یکی دو نفر که بقیه آن ها را مانند یک قهرمان نگاه می‌کردند، کسی به این مهم نائل نیامده بود. هر کسی برای خودش رویایی داشت. راستش الان که فکر می‌کنم، از آن حجم زیاد صداقت و تخیل تعجب می‌کنم. ما چطور از هم خجالت نمی‌کشیدیم؟ بغل دستیم یک روز آمد و گفت که دوست دارد زن‌عمویش را بکند و یک بار با همین رویا جغ زده است. آن موقع اکثر بچه‌ها آرزو داشتند که با چند نفری بخوابند. مونیکا بلوچی پرطرفدارترین بود. اسمش را هم که میاوردیم، نصف بچه‌های کلاس شق می‌کردند. یکی از بچه‌ها، که یک بار سوم راهنمایی را تجدید شده بود، می‌گفت که حتی وقتی در حال قدم زدن در کوچه و خیابان است، هر دختری را که می‌بیند، در ذهنش شروع می‌کند به سکس کردن با او. او را در حالت‌های مختلفی با ظواهر مختلف تجسم می‌کند. راستش من خودم اصلا از این تخیل‌ها نداشتم. یعنی خیلی خیلی کم بودند. من حشر مو داشتم.

همه دخترانی که می‌شناختم را در سرم، بدون روسری و حجاب تصور می‌کردم. آن موقع‌ها به غیر از چند تا دختری که مجبور بودم همه‌شان را در خیابان ببینم، تنها دخترهای دنیایم، افراد فامیل بودند و خب فامیل ما، از هر دو طرف به شدت مذهبی بودند و هستند. دخترها را در خانه، کنار برادرشان با شلوارک و تاپ تصور می‌کردم. حتی همین الان هم، با اینکه به خاطر فیسبوک و توییتر و صد تا گه خونه دیگه، دخترها را بدون روسری و با مو می‌بینم، باز هم حسرت آنهایی که بدون روسری ندیده‌ام را دارم. اصلا وقتی که فتیش بچه‌های دبیرستان سکس سه تایی از کون بود، فتیش من موهای شخلته و نامرتب دختری بود که تازه از خواب بیدار شده. اینا اصلا خوب نیست. نشان می‌دهد که هنوز قسمتی از شخصیت من بزرگ نشده و باید با آن کنار بیایم.

بر خلاف ضعیفه که می‌گوید اصلا اهل کژوال سکس نیست، من فکر می‌کنم که کاملا برای کژوال سکس ساخته شده‌ام. اصلا بگذارید ماجرا به این پست نسوان و کامنت معرکه این پست برسانم :

« به نظر من حتی وقتشه که دست از گاییدن هم برداریم. چون گاییدن در نهایت معطوف به هدف بقای نسل است. حتی اگر این هم نباشد گاییدن حرکت پر خطری است و احساساتی از جنس تملک و یا عشق و یا نفرت را توی آدم بالا می آورد. فقط جق زدن است که هیچ کدام از این عوارض جانبی را ندارد. ، نه ریسک بارداری، نه بیماری، نه نیاز به کاندوم؛ نه طلبکاری؛ نه احتیاج به در نظر گرفتن نیازهای طرف مقابل… بدی ش اینه که آدمها بعد از جق زدن احساس تنهایی می کنند. »

(چه فکری با خودم می‌کنم که شماها وبلاگ منو می‌خونید ولی نسوان رو نمی‌خونید؟! چه اعتماد به نفسی دارم اصلا!! :))) )

من به سکس صرفا به عنوان ابزاری برای تخلیه جنسی خودم نگاه می‌کنم. نه نیاز به هارمونی دارم و نه دلم می‌خواهد که طرفم من را بشناسد. اصلا چرا باید انقدر همه چیز را پیچیده بکنیم؟ از این همه پیچیدگی چه چیزی عاید ما شده است؟ وقتی یک رابطه خوب تمام شده است، اگر با طرفت اصلا سکس نداشتی، می‌توانی بعد از اتمام رابطه با او دوست بمانی. اما وقتی پای سکس وسط می‌آید، همه چیز عجیب و دیوانه‌وار می‌شود. همه چیز به هم می‌ریزد. اگرچه کژوال سکس بر خلاف آرمان های ما و آقایمان، هولدن است ولی خب، چه می شود کرد؟

با خودم فکر می‌کنم که چرا هیچ وقت به هیچ‌کدام از دوست دخترهایم این را نگفتم که آنقدری که باقی پسرها از سکس خوششان می‌آید، من خوشم نمی‌آید. نه اینکه بهش نیاز نداشته باشم، نه اینکه نخواهم هفته‌ای 2 یا 3 بار انجامش دهم، فقط اینکه من در سکس دنبال چیزی نیستم. زمانی به عنوان مترجم یک تیم تحقیقی پژوهشی کار می‌کردم و چند مقاله رفتارشناسی جنسی برای ترجمه به عهده من گذاشته شد. در یکی از این مقاله‌ها بیش از 45 دلیل مختلف برای سکس بیان شده بود! از دوام رابطه و بهبود بخشیدن آن گرفته تا حسود کردن طرف مقابل و روشی برای برک‌آپ. خب من خودم را نگاه کردم و دیدم که من برای هیچ کدام از این دلایل سکس نمی‌کنم. آنجا بود که به این نکته پی بردم که من و هولدن عزیزم در همه چیز با هم مشترک نیستیم و من کپی کاملی از او نیستم.
مشکل همیشگی من در روابط سکوت و رضایت ظاهریم بوده است. یعنی اگر حرف می‌زدم، اگر ناراحتیم رو بیان می‌کردم، اگر خودم رو غرق خنده‌ها و خوشی‌های الکی گذری نمی‌کردم، شاید الان این حس عذاب وجدان خراب کردن و گند زدن به زندگی حداقل دو نفر رو نداشتم.

خب از موضوع اولیه به طور کلی پرت شدم. من عاشق مو هستم. موی کوتاه پسرانه روی بدن دخترانه. معرکه است. بهشت.

Advertisements

From → Uncategorized

7 دیدگاه
  1. saha permalink

    نسوان عامیانه می نویسه ولی تو نه، پس شما رو می خونم ولی مطلقه رو نه. کامپلیمنت هم نبود.

    • با احترام به نظر شما خواننده عزیز، باید بگم که من بخش زیادی از همین آمار و موفقیت نصفه نیمه وبلاگم رو مدیون نسوان عزیز هستم.
      گرچه قبول دارم که نوشته های دو وبلاگ واقعا متفاوته از هم.

  2. raha permalink

    داداش شرمنده سوال ميبرسم,ولى شاهين نجفى زياد كوش ميدى؟
    مرسى

  3. ضعيفه اى از اندرونئ permalink

    مومو دیشب اتفاقاتی افتاد که من اعتقادم رو به روح بشر به طور کل از دست دادم. کژوال سکس که سهله، خود سکس، نگاه کردن و سلام کردن به جنس مخالف، زندگی در اجتماع وکلیه ی آثار انسانی حرام است حرااااااااام!!!!!
    دارم خفه میشم!

  4. ضعيفه اى از اندرونئ permalink

    نوشتم…
    برو ببین. خیلییی روم تاثیر مزخرفی گذاشت

  5. ضعيفه اى از اندرونئ permalink

    I’m losing faith in human soul!!!
    :(

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: