Skip to content

به مناسبت به گا رفتن یک رابطه دیگر

21 اوت 2012

دوستی دارم به اسم فاطمه. با فاطمه بیشتر از هر دختر دیگری در زندگیم، راحت بوده و هستم. او به من میگوید : گه، عن آقا، زشت. و من هم به او میگویم الاغ، گوساله و کثافت. من با او خیلی راحت هستم. من در زندگیم کلا با 3 یا 4 نفر خودم هستم.

* * *
نمیدانم شماهایی که این وبلاگ را میخوانید، چه تصوری از من دارید. راستش خیلی هم علاقه مند نیستم که بدانم.
من در روابط فیزیکی و غیرمجازی گند میزنم. این موضوع تقریبا برای همه کسانی که من را میشناسند، واضح و مبرهن است. گاهی یک حرف ساده را نمیتوانم بزنم و اوضاع وقتی پیش افرادی هستم که واقعا دوستشان دارم، بدتر میشود. وضعیت عجیبی پیش می آید و همه چیز به هم میخورد. به همین خاطر ترجیه میدهم که روابط خوبم را از خانه، پشت کامپیوتر و از طریق فیسبوک یا اس ام اس حفظ کنم. این قضیه هم از وقتی که به اصرار و زور چند تن از افراد فامیل رفتم پیش مشاور و روانشناس بدتر هم شد. آن آقای لاشی پدرسگ، بعد از چند دقیقه حرف زدن با من و شنیدن کس شرهایی که قرائت کردم، خنده چندش آوری کرد و گفت : تو امکانات نداشتی وگرنه یک اوتیسمی خوب میشدی! سطح شعور را میبینید؟ مگر اوتیسمی خوب و بد دارد؟! چند ثانیه ای نگاهش کردم و فکر کنم نگاهم انقدر ترسناک بود که بدبخت خنده اش خشک شد و من هم بدون هیچ حرف دیگری از مطب آمدم بیرون.
البته همانطور که در بالا اشاره کردم، هستند افرادی که پیششان واقعا راحتم و خودم هستم. اما تعداد این افراد به انگشتان یک دست هم نمیرسند و باور کنید که من قصد ندارم خودم را بدبخت جا بزنم و چس ناله کنم. اتفاقا از این وضعیت خیلی هم خوشحال هستم. ولی فقط گاهی اوقات چیزهایی پیش می آیند، که حالم را بد میکنند.

فاطمه فقط یک دوست است. همیشه هم یک دوست بوده، نه کمتر و نه بیشتر. اما یک دوست خوب بود. دوست خوبی که من را میشناسد. و من فکر میکنم که او را میشناسم. چند شب پیش که با فاطمه و از طریق اس ام اس حرف میزدم، بهم گفت که موهایش را کوتاه کرده و من هم فورا خواستم که موهایش را ببینم. چون به نظرم هیچی قشنگ تر، جذاب تر، سکسی تر و امید دهنده تر از موی کوتاه بر سر جنس مونث نیست. بعد هم بهش گفتم که کی ببینمت گوزو؟ گفت چرا؟! من گیج شده بودم و جواب دادم که نبینمت؟! گفت ببخشید، نه.
این یعنی اینکه نباید ببینمش. من هم فقط گفتم اوکی. بعد چند دقیقه دوباره اس ام اس زد که ناراحت شدی؟ گفتم نه.
مسلما هر کس دیگری جای من بود ناراحت میشد. اما من نه. من عادت دارم. حتی اگر فاطمه باشد، حتی اگر بهترین دوستم باشد. من به روابط کوتاه مدت پر عمق عادت دارم. نمیدانم که اصلا باز فاطمه را ببینم یا نه اما توفیر چندانی هم ندارد. دنیا بدون من و فاطمه میگذرد و هیچی هم به تخمش نیست. چرا من به تخمم باشد؟! آن هم من که در هر جمع دوستانه ای، پتانسیل این را دارم که به کل روحیه گروه برینم. راستش حتی ناراحت هم نیستم. آدم ها باید در انتخاب روابطشان راحت باشند. اشکالی هم ندارد. روابط من اکثر اوقات، همینجوری بوده است. خب احساساتی ترین آدم دنیا هم که باشی، از یک جا به بعد عادت میکنی. تازه چه برسد به من که درصد احساسات وجودم زیر 5 است! :)

پ . ن : دوست عزیزی با سرچ عبارت «سکس مامانی که مذهبی بود» در گوگل به وبلاگ من رسیدن! خواستم از همینجا اعلام کنم که خلاقیت این عزیز در کف را ستایش کرده و میگویم که زمان ما که این چیزا نبود! و در آخر اظهار ندامت و تاسف میکنم که ایشون به آنچه که میخواستن نرسیدن.

Advertisements

From → Uncategorized

9 دیدگاه
  1. ببین رفیق
    من نفهمیدم به چه علتی رابطه تو با فاطی جون به گا رفته !
    اما با تو موافقم که یه رابطه کوتاه مدت و پرعمق بهتر از یه رابطه طولانی و ملال آوره.
    این جماعت روان شناس ها هم همشون دیوانه ان . مخصوصا تو ایران که حتی قابل اعتماد به جهت گفتن مشکلات هم نیستن.
    یادم میاد یه روز بابا مشکل قلبی داشت و در ساختمانی که مطب دکترش بود , درِ روبرویی , یه دفتر مشاوره اجتماعی و روانپزشکی بود.
    اولا هیچ در و پیکر درستی که نداشت . طرف باید مثل مورچه حرف میزد تا مبادا بقیه صداش رو بشنون.
    و بعد هم که اصلا میدیدش که نشسته و داره با روان شناس حرف میزنه.
    تیکه آخر با حال بود که خانم مشاور دو دقیقه بعد از اینکه مریضش رفت , رفت نشست تو اتاق بغلی ( پارتیشن ) و از سیر تا پیاز رو برای منشی تعریف کرد !!!!!!!!!!
    آره عمو یه همچین مملکتی داریم .
    یه خاطره هم من برای ضعیفه تعریف کردم که لینکش رو میزارم برو بخون , میخندی حسابی !
    http://zaeefe.persianblog.ir/post/87/
    قسمت کامنت ها رو بخون !

  2. فرناز permalink

    منم واقعا نفهمیدم که رابطه تو وفاطمه چرا تموم شد؟ اصلا از اون دوسه تا جمله ی «-موهاتو ببینم؟ -نه… ناراحت شدی؟ -نه » چجوری نتیجه گیری کردی و ماهم باید بکنیم که رابطه به گا رفت؟ یه کمی واضح تر بنویس خوب.
    روانشناس و اینا هم یک در میلیون ممکنه که کمک کننده باشه. من چند جورشو امتحان کردم.رو من که حواب نداد. واقعا حیف پوله که بدیم بهشون

  3. آره, عادت می کنی.. به همه چی عادت می کنی. این یکی از مهم ترین اصل هاست.

  4. ستا permalink

    » آن هم من که در هر جمع دوستانه ای، پتانسیل این را دارم که به کل روحیه گروه برینم. : چیز شعر هایت امشب مرا خنداند. ممنونم. اما تو در رابطه با فاطمه داری یه چیزیو پنهون می کنی و اون هم نگرانیت از دست دادنشه! یعنی خیلی هم احساسی هستی! به ما دروغ کفتی اما به خودت دروغ نگو، اگه با رابطه خوب و عمیق اما کوتاه مدت چیزی درست می شد، بشر در این هزار میلیون سال به ازدواج بلند مدت خو نمی کرد و دله دیونه های قبل تو حلش کرده بودن. پس به خودت دروغ نگو، اگه دوستش داری برو بچنگش بیار، برو بهش بگو که نمی خواهی بره با کس دیگه باشه! عشق ارزش جنگیدن رو داره….

    • بله!! کس شعرهایی از این قبیل!!! :))
      « برو به چنگش بیار«!! عشق ارزش جنگیدن داره!!! »
      چشم، حتما استاد !!!

  5. be webloge man ba search e mano az aqab bega va dare kuni bezan va mano vahshiane bokon miresan! baz khube male to yekam khalaqanast!!

    • آره واقعا!!
      دیروز هم یکی سرچ کرده «چند وقتی است که به فکر سکس با خواهرم هستم» بعدش هم رسیده به ما!!
      نمیدونم این گوگل و رفقا دسته خرن یا چی اصلا؟!

  6. pdelfan permalink

    به خاطر این که نذاشت موی سرش رو ببینی ناراحت شدی ازش؟ حتی بهترین دوست ها هم خط قرمز دارن، هر انسانی داره. شاید خط قرمز اون هم همین بوده. شاید هم من اشتباه می کنم. :دی

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: